پیامگیر شخصیتهای مختلفمصطفی محمودیان | ۲۶ آبان ۱۳۸۸
محمود احمدینژاد: الهم عجل لولیک الفرج... مستشهدین بین یدیه.
ضرغامی: با پیامگیر رییس صدا و سیما تماس گرفتهاید. شما میتوانید سکوت کنید، اما هرچه بگویید ضبط و علیه شما از رسانه ملی پخش خواهد شد.
باقر قالیباف: شما با پیامگیر سردار دکتر خلبان قالیباف تماس گرفتِن. ایشون الان پرواز دِرَن، موبایلشان توی هواپیما خاموشه. تا پرواز بعدی هم به شهرداری برنمی گِردن. لطفا مجددا تماس نگیرِن. با تِشکر
حسین شریعتمداری: شما با روزنامه کیهان تماس گرفتهاید. ما میدونیم کی هستی؟ چه کارهای؟ به کجاها وابسته هستی؟ از کجا پول میگیری؟ قبل از انقلاب با کی رفیق بودی؟ توی محافل خصوصی چه حرفهایی میزنی؟ پسرخاله پدربزرگت با رضاخان چه روابطی داشته و الان چی میخواهی بگی؟ پس گوشی را بگذار.
هاشمی رفسنجانی: شما با پیامگیر سردار سازندگی تماس گرفتهاید. ایشان در حال حاضر مشغول مذاکرات پشت پرده هستند. پشت پرده هم به تلفن جواب نمیدهند.
فاطمه رجبی: اگر سبز لجنی هستی شماره 1، اگر جلبک هستی شماره 2، اگر خاتمی هستی شماره 3، اگر موسوی هستی شماره 4، اگر کروبی هستی شماره 5 ... اگر ابراهیم نبوی هستی شماره 436 را فشار بده. زن و بچه هم دور و برتون نباشه تا جواب درست و حسابی بهتون بدم. اگر هم خودی یا جزء دوست و آشنا هستی، بیخود وقت من را نگیر. قطع کن، بگذار به کارم برسم.
مهدی کروبی: با سلام من مهدی پسر احمد هستم. وعدهی دیدار ما راهپیمایی بعدی ساعت 30/10 صبح میدان هفت تیر.
خاتمی: از اینکه مایل به گفتگو با بنده هستید، اظهار مسرت و شادمانی مینمایم. گفتگو حق هر شهروند بوده و به عقیدهی بنده تنها راهکار برون رفت از چالشهای پیش رو در هزارهی سوم میباشد. البته گفتگو باید قانونمند باشد و در چارچوب روشهای مدنی و پذیرفته شده صورت بگیرد. خدانگهدار
اسفندیار مشایی: شما با پیامگیر رییس جمهور مشایی تماس گرفتهاید. لطفا 4 سال منتظر بمانید
الهی قمشهای: بنده الان منزل نیستم. به جان تا آسمان عشق رفتم. نیم ساعت دیگه بر میگردم. البته شما که صدای من را میشنوید ممکن است فکر کنید من هستم. ولی در واقع مساله همین است که من هستم یا نیستم. شکسپیر هم میفرماید «توبی اُر نات توبی». شما اگر به تمام پیامگیرهای عالم، به تمام پیامگیرهایی که توی این یونیورس هست، گوش کنید، می بینید همه یک چیز را گفتن؛ منتها با زبانهای مختلف. یکی فارسی گفته، یکی ترکی، گفته یکی هم همون پیام ارژینالی که توی کارخانه روی تلفن میگذارند را گذاشته و انگلیسیه. منتها همه اینها به زبانهای مختلف میخوان بگن من اینجا نیستم. میخوان بگن که از چنبر برون جستم من امشب هرچند در ظاهر هستم، ولی در واقع نیستم. البته بعضیها هم کلک میزنن و در ظاهر نیستن، ولی در واقع هستن. مثلا کسایی که از دست طلبکار و اینا قایم میشن که باز باید گفت به قول شکسپیر «توبی اور نات توبی» این جمله را باید بارها تکرار کرد...
عوضعلی کردان: الو... الو... یک... دو... سه.... الو... یک... دو... سه... امتحان میشود...، امتحان میشود... . یعنی الان داره ضبط میکنه؟ یک چراغ قرمز روشن شده، نمیدونم این مال چیه؟ این یارو فروشندهه گفت باید کدام دکمه را بزنم؟ یادم رفت... شاید این باشه... چقدر هم دکمه داره معلوم نیست اینها مال چیه... الو... الو.... این دفترچه راهنماش هم که انگلیسیه، معلوم نیست چی نوشته... الو... امتحان میشود... بیب! |
۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه
پیامگیر شخصیتهای مختلف
مردم را نترسانید...
مردم را نترسانید...
سید عطاالله مهاجرانی
مهندس موسوی در دومین مصاحبه اینترنتی- تصویری با " کلمه" به نکات بسیار مهمی اشاره کرده اند. وقتی اصل صحبت مهندس موسوی را می دیدیم، دوستی گفت:" چرا اینقدر ساده و افتاده حرف می زند. کاش اندکی از خودش جوش و خروش و صلابت نشان می داد!"
گفتم مهندس موسوی همین است. چشمه ای زلال و درخشنده، هیچ نیازی به آرایش و پیرایش سخن و فراز و فرود لحن ندارد. مردم هم همو را همینگونه دوست دارند، خودش هم که صمیمیانه و صاف در اعلامیه ای گفت که من بلاغت در سخن ندارم. البته دیدم در سایت رجا نیوز سردار سپاه آقای قاسمی از بلاغت مسعود رجوی تعریف کرده بود و از مهندس موسوی انتقاد...
مقصودم تکیه یا تاکید بر بلاغت سخن نبود. قصدم این است که وقتی از آغاز درخشش جنبش سبز امید، اعلامیه ها و سخنان مهندس موسوی را مرور می کنیم و در هر سخن او تاملی، به روشنی پیداست که مهندس موسوی با تدبیر و دقت تمام نقشه راه و خط مشی جنبش را ترسیم کرده است. به اقتضای موقعیت نیز گاه سخنانی درشت و درست گفته است. درشت گویی او هیچگاه از چهارچوب متانت و ادبیات ویژه او فراتر نرفته است.
در مصاحبه دوم گفته اند:" کشوری که به نام اسلام اداره می شود، نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کند...مسیر در کشوری که به نام اسلام اداره می شود و یک انقلاب بزرگ را از سر گذرانده، نباید از این راه باشد که با ترساندن مردم کشور را اداره کند."
به روشنی روز است که کشور اداره نمی شود. اگر اداره می شد، حجم نقدینگی به بالای دویست هزار میلیارد تومان نمی رسید و در همین مدت دوره احمدی نژادی این حجم سیصد در صد رشد نمی کرد.
اگر کشور اداره می شد، وزارت اطلاعات که معمولا در هر دوره ای می کوشید بر اساس روشمندی علمی و آگاهانه و غیر ماجراجویانه حوادث را تحلیل کند و از این رو در دوران آقای یونسی با بازداشت اعضا و سران نهضت آزادی مخالف بود، در کام سپاه بلعیده نمی شد. .
اگر کشور اداره می شد، دبیر شورای عالی امنیت ملی که نماینده رهبری ست در مذاکرات اول اکتبر آن سخنان را نمی گفت و چنان مواضعی را نمی گرفت، که رهبری مستقیما وارد بحث بشوند و تمام کاسه و کوزه احمدی نژاد و دولتش را بر هم بریزد .
وقتی کشور اداره نشد، گمان می کنند با زور و سرکوب و رعب می توان فضا را آرام و جامعه را ساکت و بحران را جمع کرد.
دادگاه های مدل دادگاه های شوروی سابق و ضرب و شتم مردم در خیابان ها نشانه های همان ارعاب بود. آیا ارعاب موفق از کار در آمد؟ مردم ترسیدند و به قول تحلیلگران طرفدار دولت و حاکمیت جمعیت سبز ها از چند میلیون راهپیمایی 25 خرداد به جمعیت چند هزار نفری سیزده آبانماه انجامید؟
بعید می دانم خود آقایان هم چنین تفسیر و تحلیل هایی را باور کنند. چنان که رییس مجلس در ملاقات با مراجع تقلید در قم به صراحت از نگرانی هایی که برای نظام پیش آمده است، سخن گفت.
به گمانم به صراحت می توان گفت نظریه پیروزی بر اساس سرکوب و قتل و شکنجه و اسارت با مانع جدی رویارو شده است. در روز سیزدهم آبانماه کاملا اشکار بود که پلیس و نیرو های امنیتی دستور شلیک تیر مستقیم را نداشتند. در روزهایی که جوانان مردم در خیایان ها کشته شدند، چنین دستوری وجود داشت. فیلم ها و تصاویر هم همین را می گوید. ماموران شخصی که مستقیم به سوی مردم شلیک می کردند، دستور تیر داشتند. دستور تیر هم مشخصا و مستقیما بر عهده مقام رهبری است. ایشان فرمانده کل قوا هستند و تمام نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی و لباس شخصی ماموران تحت فرمان ایشان.
از سوی دیگر هیچگاه شنیده نشد که فرماندهانی به دلیل دستور تیر بازخواست شوند، بلکه بر عکس خون جوانان کشته شده دست کم گرفته شد.
چرا در روز سیزدهم آبانماه دستور تیر داده نشد؟ دلیلش روشن است. خون ندا آقا سلطان و سهراب و محسن روح الامینی و همه شهیدان ایران و جهان را تکان داد.
این بار تا پیش از شانزدهم آذرماه که شاهد بلوغی دیگر از جنبش سبز ملت ایران خواهیم بود، تهدید ها به سوی سران جنبش سبز است. در این گونه مواقع هم ابتدا برخی ائمه جمعه آتش بیار معرکه اند. آیه الله نمازی که از رویش های انقلاب بود و اصل، آقایان کروبی و موسوی را به زندان و محاکمه تهدید کرده است. دادستان انقلاب در باره بازگشت مهدی هاشمی صحبت کرده؛ تا آیه الله هاشمی رفسنجانی تا شانزدهم آذر ساکت بماند.
به گمانم این ها همه نشانه های رشد جنبش سبز در گستره و اعماق جامعه است. مرم نمی ترسند. به تعبیر مهندس موسوی کتک می خورند و در خیابان می مانند. شاهد شیر زنانی بوده ایم و هستیم که رو در روی ماموران نظامی و انتظامی و امنیتی می ایستند و از جوانان دفاع می کنند. نشانه های ترک برداشتن و فروریختن افسانه نصر بالرعب. شانزده آذر ماه روز دیگری است. روز رویارویی مردم و در راس آنان دانشجویان با استبداد دینی. اسلام و اندیشه توحیدی به مسلمانان یاد داده است که در برابر ستم فریاد بزنند و از جور و صولت سلطان نهراسند. در کنزالعمال علاءالدین هندی داستان غریب و عبرت آموزی ذکر شده است. عمر بن خطاب خلیفه دوم برای مردم سخن می گفت. گفت:" اگر در کار و رفتار من کژی و ناراستی دیدید، به من تذکر دهید."
بشر بن سعد برخاست و در میانه مجلس در بین جمعیت مهاجر و انصار با صدای بلند گفت:" اگر از خلیفه کژی و ناراستی ببینیم با این تیر کج او را راست می کنیم." شمشیرش را از میان بیرون کشید و به جمعیت نشان داد.
عمر با شکیبایی به سخن او گوش داد و گفت:" خداوند را سپاس می گویم که در بین امت محمد(ص) کسانی هستند که بر خیزند و چنین سخن بگویند."( کنزالعمال 5/687)
باید به آنانی که گمان می کنند می توانند مردم را بترسانند، گفت: کاشکی جلوه ای از عدالت و آینده بینی جناب عمر در رفتار شما بود! مثل سیزدهم آبانماه دستور تیر ندهید! اگر هم می خواهید حضور مردم را ببینید، به وزارت کشور بگویید اجازه راهپیمایی مردم هر شهری را تا دانشگاه مرکزی همان شهر صادر کند. صدای مردم را بشنوید. مردمی که نمی ترسند.
جهان را به آهن نشایدش بستن
به زنجیر حکمت ببند این جهان را
۱۳۸۸ آذر ۳, سهشنبه
آزادی به شرط سکوت!
سپهر سعادت
شبکه جنبش راه سبز(جرس):آزادی برخی از سرشناس ترین چهره های اصلاح طلب طی روزهای اخیر،امیدهایی را درباره آزادی سایر زندانیان سیاسی نیز ایجاد کرده است. ولی تعیین قرار وثیقه های چندان صد میلیونی برای آزادی موقت اصلاح طلبان،بسیاری از ناظران را به این نتیجه رسانده که قوه قضاییه می خواهد از اهرم وثیقه به عنوان عامل فشاری برای بازداشتن فعالان سیاسی از ادامه حرکت های اصلاحی استفاده کند.
"جرس" در ادامه سلسه گزارشهای خود پیرامون وضعیت زندانیان سیاسی اصلاح طلب ،آخرین تحولات پرونده "احمد زیدآبادی"، "محمد علی ابطحی"،و"سعید شریعتی" را با نگاهی تحلیلی به احکام صادره برای آنها بررسی کرده است.
تاوان انتقاد از رهبری
شش سال زندان،پنج سال تبعید در گناباد و محرومیت مادام العمر از فعالیت های سیاسی و اجتماعی، تاوان "احمد زیدآبادی" روزنامه نگار سرشناس و دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی برای مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری و نگارش نامه انتقادی به آیت الله خامنه ای است.حکم صادر شده برای وی یکی از سنگین ترین احکامی است که تاکنون دادگاه انقلاب برای زندانیان سیاسی انتخابات ریاست جمهوری صادر کرده است با این حال بنا به اطلاع خبرنگار جرس زیدآبادی همچنان از روحیه ای عالی برخوردار است و امید و انرژی را به هم بندهای خود نیز منتقل می کند.دادگاه گفته است که او در صورت تودیع وثیقه 350 میلیونی به طور موقت از زندان آزاد خواهد شد.این دادگاه قبلا قرار وثیقه 250 میلیونی را برای آزادی زید آبادی تعیین کرده بود اما اکنون بدون آوردن هیچ دلیلی قرار وثیقه را 100 میلیون افزایش داده است.
در کیفرخواست صادر شده توسط دادگاه علیه زید آبادی، علاوه بر اتهام های کلیشه ای مانند تبلیغ علیه نظام،اتهام جالب توجهی مانند طراحی اغتشاش از طریق حمایت از کاندیداتوری عبدالله نوری نیز مطرح شده است ولی ناظران می گویند دلیل اصلی صدور احکامی مانند تبعید و محرومیت های سیاسی و اجتماعی برای او بیش از هر چیز مربوط به نامه ای است که وی در سال 86 خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته بود.زید آبادی در فرازی از نامه خود به آیت الله خامنه ای گفته بود که چرا "پرسش علنی از رهبری و یا نقد گفتهها و عملکرد وی، عملا در جامعه ایران ممنوع است؟این نامه در همان زمان با واکنش های شدیدی از سوی جناح محافظه کار روبرو شد اما حکم حبس و تبعید و محرومیت برای زیدآبادی پاسخ خوبی به این سوال است که چرا پرسش و نقد رهبری ممنوع است.
دوران سخت و تلخ
"محمدعلی ابطحی" پس از 160 روز دوباره لباس روحانیت را به تن کرد و از پشت میز کامپیوتر خانه اش وارد وبلاگ "وب نوشته ها" شد.اولین پست وبلاگی او پس از آزادی ساده و کوتاه بود.او در این نوشته ،دوران زندان را "سخت و تلخ" توصیف کرده است. حال آن که وی پیشتر در نمایشهای تلویزیونی اعتراف گیری، از شرایط زندان ابراز رضایت کرده بود.
دادگاه، ابطحی را بر پایه اتهام هایی مانند اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به تحمل 6 سال حبس محکوم کرده است.او از اتهام توهین به رییس جمهور تبرئه شده و پرونده اش درباره اتهام نگهداری اسناد محرمانه در منزل همچنان مفتوح است.حسین سیمایی وکیل مدافع ابطحی به حکم صادر شده توسط دادگاه اعتراض کرده ، ولی مشخص نیست که دادگاه تجدیدنظر چه زمانی برگزار خواهد شد.
ابطحی که اکنون با قرار وثیقه 700 میلیونی آزاد است پس از بازگشت به خانه پذیرای مهمان هایی مانند مهدی کروبی و محمد خاتمی بوده است.او در دادگاه علیه این افراد اظهاراتی را بیان کرده بود .هنوز مشخص نیست که این سیاستمدار حبس کشیده،قصد همراهی دوباره با سران اصلاح طلب را در رسیدن به اهدافشان دارد یا این که می خواهد برای مدتی هم که شده به استراحت سیاسی بپردازد.
مصلحت گرایی پس از آزادی
تصاویری که از "سعید شریعتی" عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی پس از آزادی از زندان اوین منتشر شده او را شاد و با انرژی نشان می دهد ولی کسانی که از نزدیک وی را ملاقات کرده اند علایمی از محافظه کاری سیاسی را در او تشخیص داده اند.بنابه اطلاع خبرنگار جرس،شریعتی پس از آزادی به گروهی از هم فکران خود توصیه کرده فعالیت سیاسی شان را کمتر کنند و با خط قرمزهای نظام وارد چالش نشوند.او همچنین گفته که وزارت اطلاعات از طریق شیوه هایی نظیر شنود تلفنی،نیروهای نفوذی و تعقیب چهره های سرشناس جبهه مشارکت فعالیت های این حزب را زیر نظر داشته است. شریعتی پس از حدود 3 ماه بازداشت اکنون با قرار وثیقه 200 میلیونی از زندان آزاد شده است و دادگاه بر پایه اتهام هایی نظیر تبلیغ علیه نظام ،حکم 7 سال زندان تعزیری را برای او در نظر گرفته است.از آن جا که شریعتی در دوران بازداشت خود با خواسته های بازجویان برای نمایش های اعتراف گیری همراهی کرده بود حکم 7 سال زندان وی تعجب بسیاری از ناظران را برانگیخته است.
ادعای جدید فرمانده بسیج
اغلب سران کشورهای غرب فساد اخلاقی دارند اما به حکومت ولی فقیه می گویند دیکتاتوری
شبکه جنبش راه سبز(جرس):محمدرضا نقدی فرمانده بسیج در ادعای جدید گفت"شخصي از آمريكا خانمي را در جريان اغتشاشات اخير تهران به قتل ميرساند و رسانههاي غربي فرياد ميزنند كه قاتل او حكومت ايران است."
محمدرضا نقدي که یکشنبه شب در همايش پرچمداران بصيرت كه در سالن اجتماعات مدرسه فيضيه قم سخن می گفت،کشته شدن ندا آقا سلطان از شهدای جنبش سبز با شلیک گلوله فرمانده سپاه که آن را به انگلیس نسبت داده بود،اینبار به"شخصی از امریکا"منسوب کرد و گفت"شخصي از آمريكا خانمي را در جريان اغتشاشات اخير تهران به قتل ميرساند و رسانههاي غربي فرياد ميزنند كه قاتل او حكومت ايران است، در حالي كه خود آنها صدها زن و بچه را در افغانستان و عراق قتلعام كرده و اسم يكي از آنها را هم كسي نميداند."
این درحالی است که شاهدان عینی مشخصات،عکس،فیلم و کارت شناسایی ضاربیک بسیجی را به عنوانکسی که به صورت مستقیم به سوی نداآقا سلطان شلیک کرد و او را به شهادت رساند در سایت های اینترنتی منتشر کرده انداما قوه قضائیه تاکنون حتی از احضار و بازجویی این بسیجی خودداری کرده است.
محمدرضا نقدی در بخش دیگری از اظهاراتش همچنین از دیکتاتور خواندن ولی فقیه ابراز ناراحتی کرد و گفت"در كشورهاي غربي افراد بدون هيچ الزام قانوني به داشتن علم و ايمان و گاها با فسادهاي اخلاقي در رأس حكومت قرار ميگيرند و اسم آن را دموكراسي ميگذارند، اما در ايران اسلامي كه ولي فقيه عالم، عادل و متقي رهبري جامعه را بر عهده دارد، آن را حكومت ديكتاتوري مينامند."
فرمانده بسیج همچنین خواستار حضور بيشتر روحانيت در عرصههاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي كشور شد و گفت"امروز همه كفر در برابر همه ارزشهاي اسلامي قرار گرفته و ما براي مقابله با اين هجمه گسترده دشمنان دست نياز به سمت حوزههاي علميه دراز ميكنيم."
سرتیپ پاسدار محمدرضا نقدی افزود" امروز يك قطره از درياي بيكران حوزههاي علميه و انقلاب اسلامي در لبنان اينگونه صهيونيسم جهاني را عاجز كرده و رؤياي از نيل تا فرات آنها را باطل ساخته است."
وي افزود" روحانيت بايد از اين آشفتگي در جبهه غرب استفاده كرده و حقانيت مكتب تشيع را به جهانيان به اثبات برساند كه اميدواريم اين مهم مقدمهاي براي ظهور حضرت وليعصر باشد."
نقدی با بيان اينكه"حوزههاي علميه در برابر تفكر شكست خورده ليبرال دموكراسي غرب ميتوانند انديشه بالنده اسلامي را براي جهانيان تبيين كنند" در حمله ای به دانشگاهیان گفت"متأسفانه امروز در دانشگاههاي كشور كتابهايي تدريس ميشوند كه نه تنها علم بلكه جهل غربي را گسترش ميدهند و اين معضل وظيفه حوزههاي علميه در توليد فكر ديني را سنگينتر ميكند."
وی افزود"روحانيت كه از منبع نامتناهي قرآن و اهل بيت بهرهمند است، بايد مراكز آموزشي را از اين وابستگي به علوم متغير و بيپايه و اساس غربيها رهايي بخشد."
درباره قتل فجیع
شبکه جنبش راه سبز(جرس):به دنبال قتل فجيع فرزند شهيد هاشمي و همسرش در غرب تهران، سرپرست دادسرای امورجنایی تهران گفت که درحال حاضراحتمال می دهیم انتقام جویی یا اختلافات اقتصادی منجر به این جنایت شده باشد. با این حال فخرالدین جعفرزاده با اشاره به بازداشت یک مظنون در این خصوص گفت که اظهار نظر قطعی دراین مورد پس از تحقیقات بیشتر ممکن است.
فخرالدين جعفرزاده سرپرست دادسراي امور جنايي تهران گفت که" ساعات ابتدايي شب گذشته ماموران كلانتري 140 باغ فيض طي تماسي با قاضي هنرمند بازپرس ويژهي قتل تهران از به قتل رسيدن يك زوج در داخل منزلشان واقع در خيابان آيتالله كاشاني، پشت شهرداري منطقهي پنج خبر دادند كه بلافاصله بازپرس جنايي در راس اكيپي تخصصي از عوامل بررسي صحنهي جرم در محل حادثه حضور يافت و تحقيقات خود را آغاز كرد."
وي افزود"در بررسيهاي ابتدايي مشخص شد كه آتنا ملكي 26 ساله و سيدمرتضي هاشمي 30 ساله فرزند شهيد سيدمجتبي هاشمي با ضربات متعدد چاقو و قطع عناصر حياتي گردن به قتل رسيده است."
معاون دادستان تهران با بيان اينكه خواهر سيدمرتضي هاشمي با مراجعه به منزل آنها و بسته بودن درب مشكوك شده و پس از حضور در خانه با جسد اين زوج روبهرو شده است، خاطر نشان كرد"در حال حاضر يك مظنون در رابطه با اين جنايت بازداشت شده و تحقيقات در شعبهي چهارم بازپرسي دادسراي امور جنايي ادامه دارد."
جعفرزاده همچنين در خصوص فرضيههاي احتمالي از انگيزهي عامل جنايت به خبرگزاری ايسنا، گفت: "فعلا احتمال ميدهيم كه انتقامجويي يا اختلافاتي در باب مبادلات اقتصادي انگيزهي وقوع اين جنايت شده باشد؛ اما اظهارنظر قطعي در اين خصوص منوط به انجام تحقيقات بيشتر است."
خبر توقیف موقت روزنامه”همشهری”تائید شد
شبکه جنبش راه سبز(جرس):پس از اظهارات متناقض مقام های مسئول سرانجام خبر توقیف موقت روزنامه همشهری از شوی وزارت ارشاد اسلامی تائید شد.
به گزارش خبرنگار ايلنا در جلسه بيستم دوازدهمين دوره هيات نظارت بر مطبوعات در تاريخ دوم آذر ماه گزارش تخلف روزنامه همشهري از مفاد ماده 6 قانون مطبوعات مصوب 2 اسفند سال 64 و اصلاحات بعدي آن مطرح شد.
در اين جلسه مقرر شد به سبب درج عکس معبد بهاييان و تشويق گردشگران جهت بازديد از اين مکان در صفحه نخست شماره 4992 مورخ اول آذر 88 روزنامه همشهري، ضمن توقيف نشريه مذکور به استناد تبصره ماده 12 قانون مطبوعات، موضوع جهت پيگرد به مرجع قانوني ارسال شود.
گفتني است در ظهر امروز اخباري مبني بر تو قيف و رفع تو قيف اين روزنامه در برخيخبرگزاريها منتشر شده بود
نامه فارغ التحصیلان دانشگاه شریف
شبکه جنبش راه سبز(جرس):جمعی از فارغالتحصیلان دانشگاه صنعتی شریف در نامه ای ضمن شهادت به وطندوستی و خیرخواهیِ حجت شریفی و همسرش نفیسه زارع کهن، اعتراض شدید خود را به بازداشت غیر قانونی این همدانشگاهیِ خود و سایر فعالانِ دانشجویی اعلام کرده و خواهان آزادی سریع و بیقید و شرط آنها و سایر زندانیان سیاسی شدند.
در این نامه با اشاره"به اینکه در چند ماه گذشته، پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، شاهد اعتراضات مسالمت آمیز جمع کثیری از ایرانیان بودیم که خواستار پاسخگویی مسوولان به سوالات خود از سلامت انتخابات بودند" از اینکه حاکمیت، با استفاده از نیروهای گوناگونِ امنیتی، نظامی و لباس شخصیِ وابسته به جریانهای تندرو، به جای پاسخگویی به این سوالات، امکانات و نیروی خود را به کار بسته تا به هر نحو ممکن صدای این اعتراضات مردمی را خاموش سازد،ابراز تاسف شده است.
نویسندگان این نامه همچنین با یادآوری اینکه مقام های حاکمیت در راه سرکوب اعتراضات عمومی"گاه جمعیتِ عظیمِ پرسشگران را خس و خاشاک و اندک خواندهاند و گاه آنان را به وابستگی به دشمنی خیالی متهم ساختهاند" تاکید شده که حاکمان"سعی کردهاند با جرم شمردنِ سوال، دستگیری تعداد زیادی از خوشنامترین فعالان سیاسی، مطبوعاتی و فرهنگی کشور و عده بیشتری از مردم بیگناه، برگزاری دادگاههای نمایشی و ایجاد رعب و ناامنی جلوی طرح این سوالات را بگیرند" و "اسفبارتر از اینها خشونت عریانی است که نسبت به مردم بیگناه کوچه و خیابان و بازداشتشدگان بیپناه روا داشته شده است."
نویسندگان این نامه که تاکنون به امضای 241 نفر رسیده و همچنان شمار امضاهای آن در حال افزایش است به حاکمیت تذکر داده اند که"سرکوب، دستگیری و برخوردهایِ خشونتبار نه تنها صدایِ اعتراضات مسالمتآمیز مردمی را خاموش نخواهد کرد، بلکه بر دامنه این اعتراضات افزوده، برای حاکمیت آبرو و مشروعیتی بر جای نمیگذارد."
برای مشاهده اصل نامه،اسامی امضاء کنندگان و امضای آن روی این لینک کلیک کنید: