قبل و بعد از زندان :شهرام امیری، جعفر پناهی ،عمادالدین باقی، هدایت آقایی ،محمد علی ابطحی
به قول یکی از دوستان : یا آمریکایی ها معنی شکنجه کردن بلد نیستند یا شهرام امیری نمی داند شکنجه یعنی چه
.
.
.
.
به قول یکی از دوستان : یا آمریکایی ها معنی شکنجه کردن بلد نیستند یا شهرام امیری نمی داند شکنجه یعنی چه
.
.
.
.
5 دلیل که چرا از اسم مستعار در فیس بوک استفاده نکنیم:
1. برای ورود به فیس بوک از ایمیل خود استفاده می کنید نه از یک شماره حساب گمنام، اگر به هر دلیل گرفتار شدید، با دانستن آدرس ایمیل تان همه چیز خود به خود لو خواهد رفت.
2. آن هایی که باید شما را در فیس بوک بشناسند، با تغییر نام هم خواهند شناخت.
3. فیس بوک امکانات بسیار زیادی جهت حفاظت از حریم خصوصی در اختیار تان می گذارد. استفاده از آن امکانات به مراتب قابل اطمینان تر است از روش های من در آوردی.
4. فیس بوک چند صد میلیون عضو دارد، و چیزی که برای اش درجه یک اهمیت را دارد کیفیت خدمات و احساس امنیت کاربران اش است، به همین دلیل حفظ حریم خصوصی افراد برای فیس بوک مهم است. خیلی از روش هایی که افراد به شیوه من در آوردی بکار می گیرند، خلاف موازین اعلام شده فیس بوک است، و احتمالا از طرف فیس بوک با آن برخورد خواهد شد.
5. خطرناک ترین کاری که افراد در فیس بوک می توانند بکنند، انتشار لینک ها و خبر هاست، این خبر ها مربوط به انسان های واقعی است که در معرکه گیر افتاده اند، آیا بزدلی نیست خبر کتک خوردن، تجاوز و زندانی شدن دیگران را با نام جعلی منتشر کنیم؟
سکينه را از پنج سال پيش در زندان تبريز٬ گروگان گرفته اند و اين زن اسير حکومت اسلامي٬ هر لحظه ممکنست سنگسار شود.
دو فرزند او براي نجات جان مادرشان تلاش ميکنند و از همه مردم آزاده و از نهادهاي مدافع حقوق انساني درخواست کرده اند که براي نجات جان مادر آنها تلاش کنند.
وکيل سکينه و فرزندانش يکبار ديگر از مردم آزاديخواه دعوت کرده اند که بهر طريق ممکن کمک کنند٬ جان سکينه را نجات دهيم.
سکينه در روز ۲۵ ارديبهشت ۸۵در دادگاه جزايي اسکو به اتهام رابطه خارج از ازدواج به تحمل ۹۹ ضربه شلاق محکوم شد.او را صد ضربه شلاق زدند و در حاليکه بايد آزاد ميشد٬ پرونده در شعبه ششم دادگاه کيفري استان آذربايجان مورد بررسي مجدد قرار ميگيرد.
و او را اين بار به سنگسار محکوم ميکنند. سکينه بسياري از اتهامات را بعدا منکر شده است. در دادگاه حکومت اسلامي نيز از پنج نفر دو قاضي راي داده اند که در پرونده هيچ دليل اثباتي مبني بر انجام " زناي محصنه" وجود ندارد.
سکينه يک زن اسير حکومت اسلامي است که ظاهرا جنايتکاران ميخواهند با سنگسار کردن او در شرايط فعلي به ليست جناياتشان در اين روزها با هدف ايجاد رعب و وحشت بيفزايد.
سکينه تقاضاي عفو داده و پسر و دخترش منتظر نجات او هستند.
کميته بين المللي عليه سنگسار از همه شما مردم آزاده در ايران و در دنيا ميخواهد ٬ اين روزها که به اعتراض و تحصن وتظاهرات دست ميزنيد٬ حتما و بهر طريق ممکن به حکم سنگسار سکينه محمدي آشتياني اعتراض کنيد. در خارج از کشور از همگان دعوت ميکنيم که به اين حکم سنگسار وسيعا و متحدانه اعتراض کنند. با مقامات نهادهاي بين المللي و اتحاديه اروپا و سازمان ملل تماس گرفته و از آنها بخواهيد فورا به اين حکم اعتراض کنند. ما نبايد بگذاريم سکينه را سنگسار کنند.
کميته بين المللي عليه سنگسار
آرش بهمنی
یک سال پیش، در بامداد روز 25 خرداد، اعلام شد عده ای از نیروهای نظامی و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران حمله کرده اند. این حمله در پی اعتراضات دانشجویان به اعمال "تقلب" در انتخابات صورت گرفت. روز گذشته بیانیه ای با امضای "انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی"، از ابعاد این فاجعه پس از یکسال، پرده برداشت.پیش از این، "حمیدرضا کاتوزیان" از نمایندگان اصولگرای مجلس و عضو کمیسیون حقیقت یاب حادثه کوی دانشگاه، ابعاد حمله به کوی دانشگاه در 25 خرداد را "فجیع تر از 18 تیر سال 78" توصیف کرده بود.
آن گونه که منابع خبری در همان زمان اعلام کردند، حداقل 5 دانشجو در تهران و دو دانشجو در شیراز در این حملات به شهادت رسیدند: مصطفی غنیان، مبینا احترامی، ایمان نمازی، فاطمه براتی، محسن ایمانی، کامبیز شعاعی و کسری شرفی از شهیدان این حادثه بودند. بعدها در فهرست ۷۲ نفره جان باختگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری که توسط کمیته پیگیری میرحسین موسوی و مهدی کروبی انتشار یافت، اعلام شد بیشتر جان باختگان بدون اطلاع خانوادههایشان مخفیانه به خاک سپرده شدهاند. روزنامه گاردین درباره نحوه شهادت این افراد نوشت: "شاهدان عینی گفتند که این دو دختر و سه پسر هدف ضربات مکرر باتوم برقی در ناحیه سر قرار گرفتند."
یک دانشجو جریان حمله به کوی دانشگاه را برای گاردین چنین بازگو کرد: "پلیس به داخل خوابگاهها گاز اشک آور شلیک کرد، ما را زد، پنجرهها را شکست و مجبورمان کرد بر زمین دراز بکشیم. من حتی تظاهرات هم نکرده بودم اما یکی از آنها رویم پرید، پشتم نشست و مرا زد و بعد درحالی که تظاهر میکرد در جستجوی چاقو و تفنگ است، از من سوءاستفاده جنسی کرد. تهدیدمان میکردند که ما را حلق آویز می کنند و به ما تجاوز می کنند."
از سوی دیگر شماری از دانشجویان آزاد شده کوی دانشگاه تهران اعلام کردند بامداد دوشنبه ۲۵ خرداد، بیش از 200 دانشجو توسط افراد لباس شخصی که به انواع سلاحهای سرد و گرم مجهز بودند، بازداشت و به زیرزمین ساختمان وزارت کشور منتقل شدند و مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتند.
بر اساس قانون، ورود نیروهای نظامی و انتظامی به کوی دانشگاه تهران تنها به درخواست رئیس دانشگاه تهران ممکن است. محسن کوهکن، سخنگوی هیات رییسه مجلس شورای اسلامی هم گفت که نیروهای انتظامی با درخواست فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران وارد کوی دانشگاه شده بودند؛ سخنانی که فرهاد رهبر آن را تکذیب کرد و اعلام داشت در آن شب هیچ کدام از مسئولان در کوی دانشگاه حضور نداشتند. بعدها در پی تحقیقات برخی نمایندگان مجلس روشن شد که شورای تامین استان مجوز ورود به کوی دانشگاه را به نیروهای انتظامی و بسیجی داده است.
فراکسیون اقلیت مجلس در گزارش خود پیرامون حوادث پس از انتخابات همکاری نیروی انتظامی با لباس شخصیها را تأیید کرد. در این گزارش آمده بود که نیروی انتظامی به دو دلیل لباس شخصیهایی را که به کوی دانشگاه حمله کردهاند، میشناسد؛ دلیل اول اینکه لباس شخصیها، دانشجویان را دستگیر و بیرون کوی به پلیس تحویل میدادند و دوم اینکه آن شب متجاوز از صد دانشجو بازداشت شدند، اما حتی یک لباس شخصی در میان آنها نبود.
ابعاد حادثه کوی دانشگاه وقتی روشن شد که انتشار فیلمی از سوی شبکه فارسی "بی بی سی" درباره وقایع آن روز، بار دیگر توجهات را به سمت کوی دانشگاه معطوف ساخت. این فیلم که از منبعی نامشخص به "بی بی سی" رسیده بود، توسط حمله کنندگان به کوی دانشگاه ضبط شده بود. شدت خشونت ها در فیلم به حدی بود که شبکه بی بی سی قسمت هایی از فیلم را، حذف کرد.
پس از انتشار این فیلم، علاالدین بروجردی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس، و کاظم جلالی، سخنگوی این کمیسیون، اعلام کردند احتمال جعلی و یا مونتاژ بودن این فیلم می رود. جلالی همچنین ادعا کرد در این فیلم نکته تازه ای مشاهده نشده و همه این اتفاقات پیش از این به مسئولان گزارش داده شده است.
اکنون و در حالی که یک سال از آن حادثه می گذرد، نه خبری از شناسایی و محکوم کردن بانیان حمله به کوی دانشگاه است و نه کسی از نام و نشان قاتلان دانشجویان خبر دارد. هنوز هم کسی نمی داند آنچه در آن شب اتفاق افتادبه چه دلیلی رخ داده است.
بای ذنب قتلت؟
انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در سالگرد حمله خونین به کوی دانشگاه بیانیه ای صادر کرده است.
به گزارش دانشجونیوز، دربخشی از بیانیه این تشکل دانشجویی به مناسبت سالگرد واقعه کوی دانشگاه آمده است: "فاجعه ی 25 خرداد 88 اما یادآور حادثه 18 تیر 78 نیز بود. بدون شک ابعاد این جنایت بسیار گستره تر از 18 تیر 78 بود اما از آنجایی که در این حادثه مهاجمین با برنامه ریزی و هماهنگی با مدیریت حکومتی در قبل و بعد از جنایت وارد عمل شدند و نیز از تجربیات بیشمار خود و رژیم ستمشاهی در سرکوب آزادی خواهان بهره ها گرفته بودند، تا کنون مانع از روشن شدن زوایای پنهان این فاجعه شده اند. همزمانی این حادثه با فجایعی که در خیابان ها در حال وقوع بود و اخبار فراوان سرکوب و کشتار وحشیانه مردم در اواخر خرداد 88 از عوامل دیگری است که موجب شده به عمق و ابعاد این جنایت آن طور که باید پرداخته نشود".
در بخش پایانی این بیانیه آمده است: "انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به عنوان عضوی از پیکره جنبش دانشجویی ایران در ادامه مبارزات صد ساله ایرانیان برای دموکراسی با دعوت به تداوم مشی مبارزه مسالمت آمیز، تاکید می کنیم راه رسیدن به دموکراسی و احقاق حقوق بنیادین بشر از مسیر مقاومت می گذرد. معتقدیم تنها راه رهایی از وضع موجود تداوم ایستادگی بر آرمان های دموکراتیک و پیگیری مطالبات به حق خویش در مقابل استبداد حاکم است".
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و "شعبده بازی" تاریک دلان روسیاه، دانشجویان دانشگاه تهران همراه با مردم ایران اعتراض خود را به نتایج دروغین انتخابات نشان دادند. تجمع مسالمت آمیز دانشجویان کوی در 23 خرداد با حمله عوامل سرکوبگر و دستگیری تعدادی دانشجو همراه بود.
روز بعد در 24 خرداد دانشجویان داغ دیده کوی دانشگاه تهران که هر کدام یادگاری از سنگ و باتوم و زنجیر و گاز اشک آور و...را با خود داشتند و در حالی که تعدادی از دوستانشان بازداشت شده بودند با چشمانی گریان و تن هایی خونین بار دیگر فریاد اعتراض خود را در تجمعی آرام و مدنی سردادند. در ادامه این اعتراض، خیل دژخیمان بی شرم و گارد پلیس به شدت و به صورت گسترده با تجهیزات و تسلیحات آتش بار که گویی برای جنگی تمام عیار علیه " دشمن" می رفتند؛ به سوی دانشجویان هجوم آوردند. دانشجویان بی پناه ترکیب غریبی از گارد پلیس، نامردمانی آستین بلند و پریشان چهره و لمپن هایی که حکومت در گذشته تحت عنوان ارازل و اوباش بر گردنشان آفتابه انداخته بود را در مقابل خود می دیدند.
پس از حمله با سنگ و چماق و گاز اشک آور و زنجیر و ضرب و شتم وحشتناک و درگیری های پراکنده در بامداد 25 خرداد 88، دانشجویان با شلیک گلوله های ساچمه ای مورد هدف قرار گرفتند. تعداد کشته های احتمالی مشخص نیست. دست کم 15 دانشجو از ناحیه چشم و سرو گردن و صورت و بدن مورد اصابت گلوله ساچمه قرار گرفت و در اثر ضربات سلاح های سرد، بیش از 400 دانشجو زخمی شدند؛ از جراحت سطحی گرفته تا ضربه های سهمگین.
نگرانی از سرنوشت نامعلوم، دانشجویان زخمی را مجبور به عدم استفاده از آمبولانس و مراجعه به بیمارستان می کرد. خیل عظیم موتور سواران و پیاده های تا دندان مسلح و خشمگین که گوشه هایی بسیار ناچیز از کینه شان با دانشجویان در تصاویر و فیلم ها موجود است به سوی اتاق های خوابگاه ها روانه شدند. درب ها به زور و گاه با تبر شکسته و با قساوت تمام به دانشجویان یورش برده می شد و علاوه بر ضرب و شتم با انواع سلاح های سرد، دانشجویان به باد فحش و ناسزا و توهین گرفته می شدند. بیش از 300 دانشجو بازداشت شد و به زندان شاپور و بازداشتگاه غیر قانونی منهای چهار وزارت کشور - همان جایی که در طبقات بالایش رای ملت را "مهندسی" می کردند - انتقال داده شدند. آن روز پذیرایی مزدوران و وزارت نشینان با انواع شکنجه های جسمی و روحی ادامه پیدا کرد تا جایی که دانشجویان را به تجاوز تهدید کردند.
فاجعه ی 25 خرداد 88 اما یادآور حادثه 18 تیر 78 نیز بود. بدون شک ابعاد این جنایت بسیار گستره تر از 18 تیر 78 بود اما از آنجایی که در این حادثه مهاجمین با برنامه ریزی و هماهنگی با مدیریت حکومتی در قبل و بعد از جنایت وارد عمل شدند و نیز از تجربیات بیشمار خود و رژیم ستمشاهی در سرکوب آزادی خواهان بهره ها گرفته بودند، تا کنون مانع از روشن شدن زوایای پنهان این فاجعه شده اند. همزمانی این حادثه با فجایعی که در خیابان ها در حال وقوع بود و اخبار فراوان سرکوب و کشتار وحشیانه مردم در اواخر خرداد 88 از عوامل دیگری است که موجب شده به عمق و ابعاد این جنایت آن طور که باید پرداخته نشود.
تداوم بازداشت چندین نفر از دانشجویان بعد از حادثه و احضار های بیشمار به دفتر پیگیری اطلاعات و سازمان قضایی نیروهای مسلح و ایجاد رعب و وحشت، احضار به کمیته انظباطی و تعلیق چندین دانشجو از سوی مسئولان یاریگر سرکوبگران در دانشگاه، فشار بر خانوده های دانشجویان، اخراج قریب به 100 دانشجو از مجتمع کوی و عدم اجازه ورود دانشجویان جدید به کوی، اسکان دانشجویان در ساختمان هایی که اساسا برای خوابگاه پیش بینی نشده بودند با هدف پخش دانشجویان دانشگاه تهران در سطح شهر، حضور بسیار گستره ی نیروی های امنیتی و بسیجی در محیط کوی چه به صورت آشکار و چه در پوشش کارمند و کارگر و غیره، روندی است که بعد از تجاوز به کوی دانشگاه از سوی حاکمیت در پیش گرفته شده است.
از همان ابتدای حادثه و دروغ های مسئولین روسیاه برای سرپوش نهادن بر جنایت خود ساخته و فرافکنی، مشخص بود که این بار نیز جانیان و دژخیمان از مصونیت آهنین برخوردارند؛ چه آنکه در کشوری که دانشجویانش به دلیل مسالمت آمیز ترین شیوه های اعتراض این چنین سلاخی می شوند نمی توان انتظار داشت که درندگان فربه از پول نفت در چنین قوه ی قضاییه ای زبون، همدست و بی اراده به سزای اعمالشان برسند. انگار این بار ریش تراشی هم به سرقت نرفته است!
راه یافتگان به مجلس فرمایشی هشتم از همان ابتدا تکلیفشان مشخص بود. کمیته ی پرطمطراق تحقیق شان نه تنها نوری بر سیاهی حادثه نیافکند بلکه با اظهاراتی جاهلانه و از سر سوء نیت فیلم تکان دهنده پخش شده از سوی خود سرکوبگران را ساختگی خواندند و همدلی و همدستی خود را با این قوم آدمی خوار نشان دادند.
شگفتا که گفتمان و شیوه های برخورد و سرکوب دانشحویان و نوع نگاه به دانشگاه، امروز شباهت بسیار فراوانی به رژیم شاهنشاهی پیدا کرده است. بی تردید سرانجام اتخاذ چنین شیوه های کینه توزانه ی غیر انسانی، غیر اخلاقی و غیر دینی در تقابل با دانشجو و دانشگاهی نتیجه ای به بار می آورد که در گذشته برای همه ی الگوهای سرکوب رقم خورده است.
دو پهلو سخن گفتن و زبانی محکوم کردن اما در خفا پوزخند زدن و دستور حمله صادر کردن تنها بر عمق نفرت دانشجویان خواهد افزود و شیب قهقرا را تند تر خواهد نمود. محاکمه همه ی عاملان و آمران این فاجعه از ضاربین و شلیک کنندگان گرفته تا عوامل پشت پرده و برنامه ریزان فاجعه ی خون و آتش، طی یک روند قانونی در یک دادگاه علنی و مجازات آنها، شاید تنها مرحمی باشد بر زخم عمیقی که در 25 خرداد 88 بر پیکر همیشه خونین دانشگاه وارد شد.
انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران سالگرد حادثه ی خونین حمله به کوی دانشگاه تهران در 25 خرداد را به مردم ایران بالاخص دانشجویان داغ دیده و مورد تعرض قرار گرفته را تسلیت عرض می کند و همچنین از اساتید گرانقدری که در آن شرایط سخت در کنار دانشجویان ایستادند تقدیر و تشکر می نماید.
... به عنوان عضوی از پیکره ی جنبش دانشجویی ایران در ادامه مبارزات صد ساله ایرانیان برای دموکراسی با دعوت به تداوم مشی مبارزه مسالمت آمیز، تاکید می کنیم راه رسیدن به دموکراسی و احقاق حقوق بنیادین بشر از مسیر مقاومت می گذرد. معتقدیم تنها راه رهایی از وضع موجود تداوم ایستادگی بر آرمان های دموکراتیک و پیگیری مطالبات به حق خویش در مقابل استبداد حاکم است.
منبع: روز
روح خمینی( با تعجب نگاه می کند): این جی پی اس شما درست کار می کند؟ فکر کنم عوضی آمدیم ترمینال خزانه.
روح توسلی: نه حاج آقا، جی پی اس درسته، اینها اتوبوسه که باهاش مردم رو آوردن.
روح خمینی: ولی قبلا مردم با ماشین خودشان می آمدند، لکن چطور شده، اینها که روش نوشته گرمسار و رباط کریم و اسلامشهر.
روح توسلی: فکر کنم مردم رو از شهرهای اطراف با اتوبوس آوردند.
روح خمینی: چرا اینقدر کم آمدند برای ما؟
روح توسلی( خجالت زده): هر سال زیادتر می آمدند، ولی امسال مثل اینکه کم شدند.
روح خمینی( نگاهی به صف اول جمعیت می کند): پس رفقای ما کجا هستند؟ آقای صانعی، آقای موسوی اردبیلی، آقای کروبی، آقای موسوی....
روح توسلی: حاج آقا، آقای صانعی دیگه از خونه بیرون نمی آد.
روح خمینی: چرا؟ مریض شده؟ اگر مرحوم شده بود یک سری به ما می زد.
روح توسلی: نه حاج آقا، جلوی سفر ایشون رو گرفتند، نمی تونه بیاد.
روح خمینی: نکنه آمریکا و اسرائیل در این مملکت هجمه کرده است به ما نگفتید.
روح توسلی: نه، ولی اوضاع خیلی خوب نیست، آقای کروبی رو دیروز کتک زدند.
روح خمینی: پس منافقین آمدند سرکار، این کروبی را کسی جرات نداشت کتک بزند، خود ما هم می خواستیم یک حرفی به او بزنیم، می ترسیدیم.
( در همین موقع هاشمی رفسنجانی وارد جمع می شود)
روح خمینی: بالاخره یک نفر آشنا دیدیم، این اکبر آقا هر سال برای ما سخنرانی می کند، خدا عمرش را طولانی کند.
روح توسلی: ولی امسال ایشون از نماز جمعه و نماز جماعت ممنوع شده و امروز هم نمی خواست بیاد، نمی دانم چطور آمد؟
روح خمینی: چطور شما می گویی آمریکا و اسرائیل حمله نکرده و کروبی را کتک زدند و هاشمی نمازش ممنوع شده، حتما انقلاب شده؟
روح توسلی: نه حاج آقا، چطوری بگم.
( در همین موقع احمدی نژاد برای سخنرانی وارد می شود.)
روح خمینی: خدا رحمت کند اون وزیر شعار را، آدم خوبی بود. این کیه که وزیر شعار شده؟
روح توسلی: این وزیر شعار نیست حاج آقا، این احمدی نژاده که رئیس جمهور شده.
روح خمینی: عجب! این رئیس جمهور کدام مملکت شده؟
روح توسلی: ایشون رئیس جمهور ایران شده.
روح خمینی( با دقت نگاه می کند): مزاح می کنید؟ این شده رئیس جمهور؟ مگر خاتمی و موسوی و بهزاد نبوی و هاشمی و خامنه ای و ناطق مردند که این رئیس جمهور شده؟
روح توسلی: والله حاج آقا! بهزاد نبوی توی زندانه.
روح خمینی: اون نبوی رو نمی گم که جزو انجمن حجتیه بود، آقا بهزاد خودمان رو می گم که معاون موسوی بود، اون چرا رئیس جمهور نیست؟
روح توسلی: عرض کردم که همون بهزاد نبوی زندانه.
روح خمینی: شوخی می کنی؟ کی جرات کرده اون را زندانی کنه؟ میرحسین یک کلمه به اونها می گفت که ما این بهزاد را دوست داشتیم، زندانش نمی کردند.
روح توسلی: حاج آقا! اتفاقا بخاطر حمایت از موسوی زندانی شده، خود موسوی هم تحت تعقیبه.
روح خمینی( نگاهی دقیق می کند): فکر کنم شما اشتباه می کنی، اولا آنطور که معلوم است اینجا شبیه مرقد ماست ولی ایران نیست، چون همه جا پرچم لبنان و فلسطین دست شان است، این آقا هم حتما فلسطینی است، وگرنه چطور آن همه آدم داشتیم این را رئیس جمهور کردند. اصلا چرا همان نخست وزیر ما را رئیس جمهور نکردند؟
روح توسلی: عرض کردم که، میرحسین اگر بیاد اینجا اون را کتک می زنند.
( در همین موقع چشم خمینی به انصاری می افتد)
روح خمینی: این آقای انصاری خودمان است، معلوم می شود که شما درست گفتید اینجا ایرانه، ایشان از همه به ما نزدیکتر بود.( انصاری با احمدی نژاد حرف می زند): این که رئیس جمهور است چرا لباسش شبیه راننده کامیون است؟ اینطور نبود که اینها از این کارها بکنند؟ اسمش چی است؟
روح توسلی: اسمش محمود احمدی نژاد است.
( در همین موقع احمدی نژاد می رود و حسن خمینی می آید.)
روح خمینی: این حسن ما هم چقدر بزرگ شده. از همان بچگی بچه باهوشی بود.
( یک دفعه جمعیت شروع می کنند علیه سیدحسن خمینی شعار دادن و او سخنرانی اش را قطع می کند و به پشت پرده می رود.)
روح خمینی( با تعجب): اینها چه شعاری می دادند؟ چرا نگذاشتند نوه ما سخنرانی کند؟
روح توسلی: شعار می دهند " سید حسن نصرالله، نواده روح الله"
روح خمینی( شگفت زده): یعنی سیدحسن نصرالله نوه ماست؟ این آقای انصاری این چیزها را تکذیب نمی کند؟
روح توسلی: حاج آقا! کسی حرف آقای انصاری رو گوش نمی ده.
( در همین موقع شعار مرگ بر موسوی می دهند)
روح خمینی: من فکر کنم شما خبر ندارید و این منافقین و آن رجوی مملکت را در دست گرفتند و خوف آن دارم که اسرائیل گرفته باشد، وگرنه چطور به نخست وزیر من می گویند مرگ بر موسوی؟( نگاهی به عکس های بزرگ خودش به درودیوار می کند.) این طور نباشد که عکس های ما را به دیوار بچسبانند و نوه ما را بیرون کنند و نخست وزیر ما را شعار مرگ بدهند( فکری می کند): نکند این علی آقای خامنه ای هم مرده، اون که بعد از ما رهبر شده بود.
روح توسلی: نه، ایشان زنده است.
( در همین موقع خامنه ای وارد می شود و شروع به سخنرانی می کند.)
روح خمینی( چند دقیقه ای گوش می کند): این حرف ها چی است این می زند؟ این به کی می گوید طلحه و زبیر؟
روح توسلی: فکر کنم منظورش کروبی و هاشمی و خاتمی و موسوی است.
روح خمینی: این حرف ها را علی آقا می زند؟ جلوی عکس ما؟
روح توسلی: بله، الآن چند سالی است که اینطور شده؟
روح خمینی: شما مطمئنی که اینها اسرائیل و آمریکا در آن نفوذ نکرده که اینطور حرف می زنند برای دوستان ما و عکس ما را هم آویزان می کنند؟
روح توسلی: بله، همین طور است که می بینید، من هم بخاطر همین سکته کردم.
روح خمینی: پس این اکبر آقا که آن سال آمده بود می گفت علی آقا آدم خوبی است، البته گلایه می کرد، ولی نه اینطور، ما هم گفتیم که خودتان دروغ گفتید و این را رهبر کردید، حالا خودتان جمعش کنید. حالا چرا مجلس خبرگان این را عوض نمی کند؟
روح توسلی: چون سپاه نمی گذارد.
روح خمینی: سپاه که یک افراد وفاداری در آن بودند.
روح توسلی: خیلی از آنها هم برکنار شدند.
روح خمینی: پس یعنی ممکن است ما هم اگر بودیم ما را می گرفتند و تبعید می کردند؟
روح توسلی: نه حاج آقا! آن زمان شاه بود که می گرفتند و تبعید می کردند، حالا یا می کشند یا حصر می کنند.
روح خمینی: ببینم، هنوز اسمش جمهوری اسلامی است؟
روح توسلی: بله، این یکی هنوز عوض نشده، هنوز اسمش جمهوری اسلامی است.
( خمینی یک لحظه فکری می کند، نگاهی به عکس هایش در دست مردمی که ساندیس می خورند می اندازد و پرواز می کند و می رود.)
ابراهیم نبوی
--